خرید بک لینک
ما تصادم كرديم. سخت. با مدرنيته. قطار مدرنيته ناگاه از پيچ تاريخي يك سده قبل روبروي گاري داغان ما كه الاغ پيري مي كشيدش افتاد و از رويش رد شد و ... . زود يا گرفتيمش و هيچگاه طرفه نبستيم از آن. با هزاران دليل ديگرش كاري ندارم فقط به تكنولوژي اولين رهاورد مدرنيته كار دارم كه ديگر امروز بدون ان مرده ايم. تكنولوژي براي انسان ايراني هنوز شگفتي زاست. هنوز وقتي يك پيشرفت جديد علمي مي شنويم متعجب مي شويم و در داستان هاي محاوره اي مان آنرا بازگو مي كنيم. با آب و تاب و بعد چماقش مي كنيم بر سر حكومت وقت كه

برچسب: نویسنده: باربد اکبری تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 17:55

به سراغ خود مي روي شلاق را فراموش نكن. اين پند خودآزارانه خودم به ما است. ما همزمان نيازمند دو عمل با خوديم تا بلكه عمل اصلي رخ بنمايد. اول دادن غرور است. به هر زباني تلقين غرور به ملتي خرد شده واجب كفاييست. غرور ملي از دست رفته واجبمان است حتي در زبان خزعبلات يك شخصيت مجهول مثل ارد بزرگ خوانده يا داستانك هايي كه بنام كوروش ساخته اند. اما در كنارش عيبجويي از ضعفهامان هم لازم است. ما هي داريم به خودمان پشت پا مي زنيم. حداقل 150 سال كه اينكار را ميكنيم. اميركبير، مشروطه، صفي از مردان مرد در اين مي

برچسب: نویسنده: باربد اکبری تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 17:55

صفحه بندی